۱۳۹۱ مرداد ۱, یکشنبه

Re: تخریب یک روزنامه نگار توسط سایت های محافظه کار



! تخریب یک روزنامه نگار  توسط سایت های محافظه کار: مسیح علی نژاد  به دلیل کمبود محبت سیگاری شد

  • تبار شناسی اصحاب فتنه

مسیح علی‌نژاد

 دیده‌بان: در این مطلب قصد آن داریم تا یکی دیگر از اصحاب فتنه را بیشتر بشناسیم. در این مطلب به معصومه علی‌نژاد قمی معروف به مسیح علی‌نژاد می‌پردازیم. وی که در حال حاضر ساکن انگلستان می‌باشد. از عوامل سرویس جاسوسی انگلیس بوده و ارتباط نزدیکی نیز با گروهک تروریبستی منافقین و سلطنت‌طلبان دارد.

 «معصومه علی‌نژاد قمی» معروف به «مسیح علی‌نژاد» درسال ۱۳۵۵در قمی‌کلا، بابل متولد شد. وی در یکی از نوشته‌های خود اعلام می‌کند که دوستانش وی را «مصی» صدا می‌زدند، اما فردی به نام «پویان» که ظاهرا خیلی به وی علاقه نشان می‌داده برای «علی‌نژاد» شعری سروده و او را «مسیح» خطاب کرده است.


مسیح علی‌نژاد و بهزاد نبوی مجلس ششم شورای اسلامی

او خبرنگاری را از سال ۱۳۷۸ با روزنامهی «همبستگی» آغاز کرد و بعد از آن خبرنگار پارلمانی خبرگزاری «ایلنا» در مجلس ششم بود که به دلیل بی احترامی به قوانین و سرقت اسناد اداری محرمانه، از مجلس هفتم اخراج شد. که از او در روزنامه‌های «شرق»، «بهار»، «وقایع اتفاقیه»، «هم‌میهن» نیز نوشته‌هایی منتشر شده است و در آخر به روزنامه «اعتماد ملی» ارگان رسمی حزب یکی از سران فتنه پیوست و در سیاه نمایی از اوضاع کشور و اهانت به مردم و رئیس جمهور قانونی کشور کم نگذاشت و قابل ذکر است که در همین روزنامه بود که وی مردم را به دلفین‌های گرسنه و رئیس جمهور را به مربی تربیت دلفین‌ها تشبیه کرده بود، که برای ربودن لقمه‌ای غذا از دست مربی، صدا از خودشان در می‌آورند و حرکات دلفریب نمایشی انجام میدهند    . 


مسیح علی‌نژاد- بهزاد نبوی- تحصن عناصر افراطی و برانداز اصلاح‌طلب

«علی‌نژاد» در پایان دوره اصلاحات دو کتاب با عنوان‌های «تاج خار» و «تحصن» منتشر کرد که موضوع کتاب دوم بررسی تحصن نمایندگان افراطی احزاب منحله مشارکت و مجاهدین بود. او کتاب‌های خود را با همکاری همقطاران دوم خردادیش و توسط انتشاراتی برادرش «محسن علی‌نژاد» روانه بازار کتاب کرد.


مصاحبه مسیح علی‌نژاد با محمد خاتمی

«مسیح علی‌نژاد» در تحرکات و تجمعات جریان فتنه در پیش از انتخابات که هدف از آن‌ها آماده سازی زمینه برای اردوکشی‌های خیابانی پس ازانتخابات بود نیز نقش به سزایی داشت و جالبتر آن‌جاست که او در روزنامه متعلق به کروبی می‌نوشت ولی به موسوی رای داد، در واقع او با هدف پیاده‌سازی اهداف جریان تجدیدنظرطلب و همسو کردن کروبی با اتاق فکر فتنه که در ستاد انتخاباتی موسوی تشکیل شده بود، به وی نزدیک شده بود که نتایج این تحرک خاموش بعد از انتخابات ظهور و بروز بیشتری پیدا کرد.


خرداد ماه 1388- در کنار هادی حیدری- سخنرانی موسوی در خیابان حجاب

ربایش اسناد محرمانه مجلس شورای اسلامی و گستاخی وی در مصاحبه با نمایندگان مجلس، علی‌نژاد را به طعمه خوبی برای سرویس جاسوسی انگلیس قرار داد تا از وی جاسوسی خوب تربیت کند، لذا از همان زمان بود که وی به دام دستگاه جاسوسی انگلیس افتاد و در را ستای پیاده‌سازی اهداف شوم آن‌ها از هیچ تلاشی فروگذار نکرد.


مسیح علی‌نژاد و شیرین عبادی

پس از دهمین دوره انتخابات پرشور ریاست جمهوری، وی نقش تعیین کننده‌ای در فتنه و ایجاد اغتشاش ایفا می‌کند، به همین جهت دستگاه جاسوسی انگلیس به این نتیجه می‌رسد که دستگیری وی توسط نهادهای مسئول، اطلاعات بسیار مهمی را در اختیار نهادهای ذیربط قرار خواهد داد، لذا دستور خروج وی از کشور را به بهانه ادامه تحصیل در دانشگاه آکسفورد(دانشگاه رسمی اینتلیجنت سرویس) انگلیس به او می‌دهد.

مسیح علی‌نژاد و عباس معروفی از داستان نویسان ضدانقلاب

علی‌نژاد پس از خروج از کشور ضمن دیدن آموزش‌های تکمیلی جاسوسی در دانشگاه آکسفورد، ماموریت جدیدی از سوی MI6 به وی ابلاغ می‌شود که طی آن وی باید با اکانت «OXFORD GIRL» در شبکه اجتماعی توییتر به هدایت آشوب‌ها و اغتشاشات داخل ایران بپردازد.


مسیح علی‌نژاد و شیرین عبادی


مسیح علی‌نژاد و محمد مصطفایی حقوقدان عامل سازمان جاسوسی سیا


در تابستان ۱۳۸۸، علی‌نژاد مدتی را در ایالات متحدهی آمریکا     به سر برد و تلاش کرد با باراک اوباما    مصاحبه کند، ولی با وجودی که ویزای آمریکای وی به منظور مصاحبه با اوباما به او داده شده بود، و با توجه به اینکه او در طول این سال‌ها خدمات شایان توجهی به اربابان آمریکاییش کرده بود، ولی تا زمان پایان مهلت ویزایش، موافقت دولت آمریکا با درخواست مصاحبه نهایی نشد و علی‌نژاد دست ازپا درازتر به انگلستان برگشت.


مسیح علی‌نژاد در آمریکا- تابستان 1388 -در آرزوی مصاحبه با اوباما

او در مدت اقامت خود در آمریکا البته بیکار ننشسته بود اگرچه آمریکایی‌ها برای او تره هم خورد نکردند اما با حضور در تجمعات سلطنت‌طلبان و منافقین در کنار مطرب‌ها و رقاصه‌های فراری به سخنرانی علیه نظام پرداخت و از این طریق در مدت اقامت خود در آمریکا امرار معاش می‌کرد.


مسیح علی‌نژاد و اکبر گنجی- تجمع منافقین و سلطنت‌طلبان در آمریکا


گوگوش رقاصه و مطرب فراری در کنار علی‌نژاد- تجمع منافقین و سلطنت‌طلبان در آمریکا

مسیح علی‌نژاد پس از شکست سنگین فتنه در 9 دی با دریافت ماموریت جدید خود از سوی سرویس جاسوسی انگلیس، وظیفه کشته‌سازی و پیگیری کشته‌شدگان فتنه را بر عهده می‌گیرد. وی با پشتیبانیMI6     و گروهک تروریستی منافقین تلاش می‌کند تا تلفنی با خانواده کشته‌شدگان فتنه مصاحبه کرده و ضمن تحریک آنان به مقابله با نظام، به مظلوم‌نمایی فتنه‌گران می‌پردازد.


مسیح علی‌نژاد در حال خوش رقصی برای اربابان خود در جمع منافقین و ضد انقلاب در آمریکا

وی از طریق سهیل اعرابی(برادر سهراب اعرابی) از عناصر مهم منافقین خارج از کشور که در ارتباط با داخل نیز می‌باشد به پروین فهیمی مادر سهراب وصل شده است و به هدایت و خط‌دهی گروهک مادران عزادار پارک لاله مرتبط با منافقین می‌پردازد.


عکاسی علی‌نژاد از تجمع منافقین و سلطنت‌طلبان و ضد انقلاب در آمریکا

در راستای همین ماموریت جدید وی یک دیدار ویژه‌ای، با احمد شهید گزارشگر ویژه حقوق بشر در امور ایران انجام داد که طی آن به اصطلاح حقوق از دست رفته فتنه‌گران را پیگیری کند.


مسیح علی‌نژاد در دیدار با احمد شهید 

علی‌نژاد از فرط گرسنگی در خارج از کشور به کاسه لیسی ربع پهلوی پرداخت تا شاید گوشه‌ای از دلارها و طلاهای به غارت برده خاندان پهلوی از کشور نیز به او برسد.


دیدار مسیح علی‌نژاد و ربع پهلوی


دست دادن مسیح علی‌نژاد با ربع پهلوی

مسیح علی‌نژاد که به شدت مروج فمینیسم می‌باشد از همسر اول خود طلاق گرفته و هم اکنون دوست دختر کامبیز فروهر روزنامه‌نگار و بازیگر ضدانقلابی هالیوود و عضو هیئت موسس انجمن بین‌المللی روزنامه‌نگاران ایرانی مقیم خارج کشور که ساکن آمریکا می‌باشد و به دلیل آنکه دیگر به علی‌نژاد ویزای ایالات متحده را نمی‌‌دهند تنها در فضای فیس‌بوک باهم عشق بازی‌کنند.


مسیح علی‌نژاد و دوست پسرش کامبیز فروهر


 

مسیح علی‌نژاد و کمبود محبت

البته ناگفته نماند که علی‌نژاد که به جوجه اردک زشت نیز شهرت دارد، این روزها به دلیل سختی کار در سرویس جاسوسی انگلیس و دوری از خانواده و وطن خویش به سیگار روی آورده و به سرنوشتی شبیه گلشیفته فراهانی دچار شده و برای امرار معاش خود در خارج از کشور به دریوزگی افتاده و برای دریافت حقوق روز مزد به شگرد قدیمی و پیش‌پا افتاده گروهک تروریستی منافقین که همانا تخلیه تلفنی می‌باشد روی آورده است.


سیگاری شدن مسیح علی‌نژاد در اثر دوری از خانواده و وطن و کمبود محبت


برهنه شدن مسیح علی‌نژاد در ملا عام

 


تخریب یک روزنامه نگار توسط سایت های محافظه کار

! تخریب یک روزنامه نگار  توسط سایت های محافظه کار: مسیح علی نژاد  به دلیل کمبود محبت سیگاری شد

  • تبار شناسی اصحاب فتنه

مسیح علی‌نژاد

 دیده‌بان: در این مطلب قصد آن داریم تا یکی دیگر از اصحاب فتنه را بیشتر بشناسیم. در این مطلب به معصومه علی‌نژاد قمی معروف به مسیح علی‌نژاد می‌پردازیم. وی که در حال حاضر ساکن انگلستان می‌باشد. از عوامل سرویس جاسوسی انگلیس بوده و ارتباط نزدیکی نیز با گروهک تروریبستی منافقین و سلطنت‌طلبان دارد.

 «معصومه علی‌نژاد قمی» معروف به «مسیح علی‌نژاد» درسال ۱۳۵۵در قمی‌کلا، بابل متولد شد. وی در یکی از نوشته‌های خود اعلام می‌کند که دوستانش وی را «مصی» صدا می‌زدند، اما فردی به نام «پویان» که ظاهرا خیلی به وی علاقه نشان می‌داده برای «علی‌نژاد» شعری سروده و او را «مسیح» خطاب کرده است.

بهزاد نبوی و علی نژاد

مسیح علی‌نژاد و بهزاد نبوی مجلس ششم شورای اسلامی

او خبرنگاری را از سال ۱۳۷۸ با روزنامهی «همبستگی» آغاز کرد و بعد از آن خبرنگار پارلمانی خبرگزاری «ایلنا» در مجلس ششم بود که به دلیل بی احترامی به قوانین و سرقت اسناد اداری محرمانه، از مجلس هفتم اخراج شد. که از او در روزنامه‌های «شرق»، «بهار»، «وقایع اتفاقیه»، «هم‌میهن» نیز نوشته‌هایی منتشر شده است و در آخر به روزنامه «اعتماد ملی» ارگان رسمی حزب یکی از سران فتنه پیوست و در سیاه نمایی از اوضاع کشور و اهانت به مردم و رئیس جمهور قانونی کشور کم نگذاشت و قابل ذکر است که در همین روزنامه بود که وی مردم را به دلفین‌های گرسنه و رئیس جمهور را به مربی تربیت دلفین‌ها تشبیه کرده بود، که برای ربودن لقمه‌ای غذا از دست مربی، صدا از خودشان در می‌آورند و حرکات دلفریب نمایشی انجام میدهند    . 

بهزاد نبوی

مسیح علی‌نژاد- بهزاد نبوی- تحصن عناصر افراطی و برانداز اصلاح‌طلب

«علی‌نژاد» در پایان دوره اصلاحات دو کتاب با عنوان‌های «تاج خار» و «تحصن» منتشر کرد که موضوع کتاب دوم بررسی تحصن نمایندگان افراطی احزاب منحله مشارکت و مجاهدین بود. او کتاب‌های خود را با همکاری همقطاران دوم خردادیش و توسط انتشاراتی برادرش «محسن علی‌نژاد» روانه بازار کتاب کرد.

خاتمی و علی‌نژاد

مصاحبه مسیح علی‌نژاد با محمد خاتمی

«مسیح علی‌نژاد» در تحرکات و تجمعات جریان فتنه در پیش از انتخابات که هدف از آن‌ها آماده سازی زمینه برای اردوکشی‌های خیابانی پس ازانتخابات بود نیز نقش به سزایی داشت و جالبتر آن‌جاست که او در روزنامه متعلق به کروبی می‌نوشت ولی به موسوی رای داد، در واقع او با هدف پیاده‌سازی اهداف جریان تجدیدنظرطلب و همسو کردن کروبی با اتاق فکر فتنه که در ستاد انتخاباتی موسوی تشکیل شده بود، به وی نزدیک شده بود که نتایج این تحرک خاموش بعد از انتخابات ظهور و بروز بیشتری پیدا کرد.

مسیح علی نژاد

خرداد ماه 1388- در کنار هادی حیدری- سخنرانی موسوی در خیابان حجاب

ربایش اسناد محرمانه مجلس شورای اسلامی و گستاخی وی در مصاحبه با نمایندگان مجلس، علی‌نژاد را به طعمه خوبی برای سرویس جاسوسی انگلیس قرار داد تا از وی جاسوسی خوب تربیت کند، لذا از همان زمان بود که وی به دام دستگاه جاسوسی انگلیس افتاد و در را ستای پیاده‌سازی اهداف شوم آن‌ها از هیچ تلاشی فروگذار نکرد.

مسیح علی نژاد و شیرین عبادی

مسیح علی‌نژاد و شیرین عبادی

پس از دهمین دوره انتخابات پرشور ریاست جمهوری، وی نقش تعیین کننده‌ای در فتنه و ایجاد اغتشاش ایفا می‌کند، به همین جهت دستگاه جاسوسی انگلیس به این نتیجه می‌رسد که دستگیری وی توسط نهادهای مسئول، اطلاعات بسیار مهمی را در اختیار نهادهای ذیربط قرار خواهد داد، لذا دستور خروج وی از کشور را به بهانه ادامه تحصیل در دانشگاه آکسفورد(دانشگاه رسمی اینتلیجنت سرویس) انگلیس به او می‌دهد.

عباس معروفی و مسیح علی نژاد

مسیح علی‌نژاد و عباس معروفی از داستان نویسان ضدانقلاب

علی‌نژاد پس از خروج از کشور ضمن دیدن آموزش‌های تکمیلی جاسوسی در دانشگاه آکسفورد، ماموریت جدیدی از سوی MI6 به وی ابلاغ می‌شود که طی آن وی باید با اکانت «OXFORD GIRL» در شبکه اجتماعی توییتر به هدایت آشوب‌ها و اغتشاشات داخل ایران بپردازد.

شیرین عبادی و مسسیح علی نژاد

مسیح علی‌نژاد و شیرین عبادی

محمد مصطفایی و مسیح علی نژاد

مسیح علی‌نژاد و محمد مصطفایی حقوقدان عامل سازمان جاسوسی سیا


در تابستان ۱۳۸۸، علی‌نژاد مدتی را در ایالات متحدهی آمریکا     به سر برد و تلاش کرد با باراک اوباما    مصاحبه کند، ولی با وجودی که ویزای آمریکای وی به منظور مصاحبه با اوباما به او داده شده بود، و با توجه به اینکه او در طول این سال‌ها خدمات شایان توجهی به اربابان آمریکاییش کرده بود، ولی تا زمان پایان مهلت ویزایش، موافقت دولت آمریکا با درخواست مصاحبه نهایی نشد و علی‌نژاد دست ازپا درازتر به انگلستان برگشت.

مسیح علی نژاد در آمریکا

مسیح علی‌نژاد در آمریکا- تابستان 1388 -در آرزوی مصاحبه با اوباما

او در مدت اقامت خود در آمریکا البته بیکار ننشسته بود اگرچه آمریکایی‌ها برای او تره هم خورد نکردند اما با حضور در تجمعات سلطنت‌طلبان و منافقین در کنار مطرب‌ها و رقاصه‌های فراری به سخنرانی علیه نظام پرداخت و از این طریق در مدت اقامت خود در آمریکا امرار معاش می‌کرد.

علی نژاد و گنجی

مسیح علی‌نژاد و اکبر گنجی- تجمع منافقین و سلطنت‌طلبان در آمریکا

گوگوش و علی نژاد

گوگوش رقاصه و مطرب فراری در کنار علی‌نژاد- تجمع منافقین و سلطنت‌طلبان در آمریکا

مسیح علی‌نژاد پس از شکست سنگین فتنه در 9 دی با دریافت ماموریت جدید خود از سوی سرویس جاسوسی انگلیس، وظیفه کشته‌سازی و پیگیری کشته‌شدگان فتنه را بر عهده می‌گیرد. وی با پشتیبانیMI6     و گروهک تروریستی منافقین تلاش می‌کند تا تلفنی با خانواده کشته‌شدگان فتنه مصاحبه کرده و ضمن تحریک آنان به مقابله با نظام، به مظلوم‌نمایی فتنه‌گران می‌پردازد.

علی نژاد در آمریکا

مسیح علی‌نژاد در حال خوش رقصی برای اربابان خود در جمع منافقین و ضد انقلاب در آمریکا

وی از طریق سهیل اعرابی(برادر سهراب اعرابی) از عناصر مهم منافقین خارج از کشور که در ارتباط با داخل نیز می‌باشد به پروین فهیمی مادر سهراب وصل شده است و به هدایت و خط‌دهی گروهک مادران عزادار پارک لاله مرتبط با منافقین می‌پردازد.

علی نژاد

عکاسی علی‌نژاد از تجمع منافقین و سلطنت‌طلبان و ضد انقلاب در آمریکا

در راستای همین ماموریت جدید وی یک دیدار ویژه‌ای، با احمد شهید گزارشگر ویژه حقوق بشر در امور ایران انجام داد که طی آن به اصطلاح حقوق از دست رفته فتنه‌گران را پیگیری کند.

علی نژاد و احمد شهید

مسیح علی‌نژاد در دیدار با احمد شهید 

علی‌نژاد از فرط گرسنگی در خارج از کشور به کاسه لیسی ربع پهلوی پرداخت تا شاید گوشه‌ای از دلارها و طلاهای به غارت برده خاندان پهلوی از کشور نیز به او برسد.

رضا پهلوی و علی نژاد

دیدار مسیح علی‌نژاد و ربع پهلوی

دست دادن پهلوی با علی نژاد

دست دادن مسیح علی‌نژاد با ربع پهلوی

مسیح علی‌نژاد که به شدت مروج فمینیسم می‌باشد از همسر اول خود طلاق گرفته و هم اکنون دوست دختر کامبیز فروهر روزنامه‌نگار و بازیگر ضدانقلابی هالیوود و عضو هیئت موسس انجمن بین‌المللی روزنامه‌نگاران ایرانی مقیم خارج کشور که ساکن آمریکا می‌باشد و به دلیل آنکه دیگر به علی‌نژاد ویزای ایالات متحده را نمی‌‌دهند تنها در فضای فیس‌بوک باهم عشق بازی‌کنند.

کامبیز فروهر و مسیح علی نژاد

مسیح علی‌نژاد و دوست پسرش کامبیز فروهر

کامبیز فروهر و علی نژاد

مسیح علی‌نژاد و کمبود محبت

البته ناگفته نماند که علی‌نژاد که به جوجه اردک زشت نیز شهرت دارد، این روزها به دلیل سختی کار در سرویس جاسوسی انگلیس و دوری از خانواده و وطن خویش به سیگار روی آورده و به سرنوشتی شبیه گلشیفته فراهانی دچار شده و برای امرار معاش خود در خارج از کشور به دریوزگی افتاده و برای دریافت حقوق روز مزد به شگرد قدیمی و پیش‌پا افتاده گروهک تروریستی منافقین که همانا تخلیه تلفنی می‌باشد روی آورده است.

سیگار کشیدن علی نژاد

سیگاری شدن مسیح علی‌نژاد در اثر دوری از خانواده و وطن و کمبود محبت

برهنه شدن علی نژاد

برهنه شدن مسیح علی‌نژاد در ملا عام

۱۳۹۱ خرداد ۲۷, شنبه

صفحه ویژه جنایات سعید مرتضوی «قاضی مرتضوی» در فیس بوک ایجاد شد!

گروهی از فعالین مدنی و اینترنتی، صفحه ای را در فیس بوک به جمع آوری و انتشار اخبار ویژه جنایات سعید مرتضوی، قاضی فرمایشی رژیم پرداخته اند. این گروه با جمع آوری اخبار منتشر شده در وب سایت های خبری مختلف و در طول سال های گذشته در یک صفحه ویژه، تاریخچه ای از فعالیت های جنایت کارانه سعید مرتضوی فراهم کرده اند. لازم به تذکر است، با وجود جمع آوری بسیاری از موارد خبری و قرار دادن آن ها در تاریخ انتشار خبر، کارنامه مجرمانه او وسیع تر از آن است و این صفحه به مرور زمان کامل تر نیز خواهد شد!

با لایک زدن در صفحه فیس بوک جنایات قاضی مرتضوی از این حرکت حمایت کنید.

۱۳۹۰ بهمن ۲۴, دوشنبه

آنتی فیلتر جدید/منتشر کنیم

به نقل از صفحه ۲۵ بهمن:

بسته نرم افزاری «تور» که به طور خاص برای مقابله با سیستم های جدید فیلترینگ و شرایط سخت احتمالی روزهای آینده طراحی شده را از لینکهای زیر دریافت کنید:

لینک مستقیم به سرورهای دانشگاه ام آی تی:

لازم به ذکر است که گروه تور گروهی مستقل می باشد که با دواطلبانی از سراسر دنیا وظیفه کمک فنی به وب سایتهایی چون ویکی لیکس را بر عهده داشته است.

برای مطالعه راهنمای فارسی نرم افزار (که بخشی از آن را در زیر برایتان کپی کرده ایم) و نیز رفع مشکلات احتمالی نرم افزار به طور ریل تایم (زنده) به وبلاگ فارسی رسمی تور مراجعه کنید:



راهنمای نصب و دانلود:

امکان دسترسی به ایمیل از بیشتر سرویس دهنده های اینترنتی (ISPها) وجود نداره و با توجه به نزدیکی راهپیمایی در ۲۵ بهمن احتمالن شرایط سخت تر هم خواهد شد. راهکار پیشنهادی برای ایرانیان استفاده از "بسته مرورگر ویژه (گیج کننده) تور" است.

این بسته مخصوص شرایط حال حاضر ایران و برای سیستم‌های عامل Windows, Linux و Mac OS X ساخته شده است. فقط کافیه این بسته رو از یکی از آدرس‌های اصلی، آیینه‌ای و یا تورنت دریافت کرده و بازش کنید. پس از چند دقیقه به شبکه وصل شده و یک مرورگر فایرفاکس متصل به اینترنت آزاد، بصورت اتوماتیک باز میشه.


اگر در هرکدام از مراحل دریافت یا اجرای برنامه به مشکل برخوردید، به طریقی با آدرس help@rt.torproject.org تماس بگیرید و به زبان فارسی یا انگلیسی مشکل رو مطرح کنید. در اولین فرصت بسته‌های به روز شده برای شما ارسال خواهد شد. دوستان و همکاران تور در سراسر دنیا در تلاشند تا همواره ارتباط امن کاربران ایرانی با شبکه اینترنت برقرار باشد. توجه: برای اطمینان از دریافت نسخه اصلی‌ (جعل نشده) حتمن امضای دیجیتال نسخه دریافتی را بررسی کنید. نکته: دوستان خارج از ایران با دانلود و Seed کردن فایلهای تورنت می‌توانند به دسترسی بهتر این بسته‌ها کمک کنند.

نسخه ویندوز


لینک اصلی:


لینک‌های آیینه‌ای:

لینک‌های Torrent و Magnet (بطور معمول سرعت و راحتی دریافت با تورنت در ایران بیشتر از سرورهای آیینه‌ای است)

تورنت:



مگنت:

magnet:?xt=urn:btih:B5E94179823AE0EE0F9D7C8C9FB4354D39EA78D0

نسخه لینوکس

۶۴ بیتی



۳۲ بیتی

نسخه مخصوص کامپیوترهای اپل OS X 10.7

*برای گرفتن امضاهای دیجیتال آخر آدرس asc. اضافه کنید. مثل: http://sebastianhahn.net/stuff/obfsprxy.exe.asc

*نمودار رسمی گوگل از افت شدید کاربران ایرانی جمیل: http://www.google.com/transparencyreport/traffic/?r=IR&l=GMAIL&csd=1328532371760&ced=1329021000000

*نمودار افت شدید دسترسی کاربران ایرانی تور (با اتصال مستقیم) در هنگام اعمال این محدودیت‌ها – البته ایران هنوز دومین کشور بزرگ استفاده کننده از تور در دنیاست: https://metrics.torproject.org/users.html?graph=direct-users&start=2011-11-14&end=2012-02-12&country=ir&dpi=72#direct-users

*صفحه اصلی پروژه بسته گیج کننده تور: https://www.torproject.org/projects/obfsproxy


--
Sabz Challenger

۱۳۹۰ دی ۲۱, چهارشنبه

مصاحبه با تاریخ؛ اعتبارسازی یا آگاهی بخشی؟

مصاحبه با تاریخ؛ اعتبارسازی یا آگاهی بخشی؟

میهن – نقد و نظر- روزبه کیا: شاید این روزها که در فضای مجازی نقدهایی به مصاحبه یک خبرنگار ایرانی با فرزند آخرین شاه ایران مطرح است بتوان برگی از تاریخ را ورق زد.

اوریانا فالاچی، روزنامه نگار معروف ایتالیایی چند سال پیش از انقلاب بهمن به سراغ محمدرضا پهلوی می رود. گفتگویی که شاه را خشمگین می کند و انتشار فارسی گفتگو در ایران در آن زمان ممنوع می شود و می رود تا روابط ایران و ایتالیا را مخدوش کند. فالاچی خود روایت می کند که:

"موفق شد شاه را چنان عصبانی کند که سخنانی بگوید که معمولا نمی گفت. از همین رو، روز بعد، از جانب دربار از وی خواسته شد مصاحبه اش را تجدید کند و او توانسته بود نسخه ای از مصاحبه را در همان ساعتهای اول از دسترس ماموران ساواک که در غیاب وی در اتاق محل اقامتش به جستجوی آن برآمده بودند، دور نگاه دارد."

فالاچی در ادامه می آورد:

"اعلیحضرت، در میان سالن با شکوهی که به منزله دفتر کار اوست، ایستاده و منتظر بود. به صحبت مختصر من که میخواستم از این که مرا به حضور پذیرفته بود تشکر کنم جواب نداد و بدون این که کلمه ای بر زبان بیاورد دستش را به طرف من دراز کرد و دست دادنش سرد و خشک بود و تعارفش برای این که بنشینم سردتر و خشکتر. همه اینها بدون یک کلمه حرف و بدون یک لبخند. لبها مانند در بسته ای به هم فشرده شده بود و نگاه مثل سوز زمستان سرد بود. گویی شاه میخواست به خاطر چیزی مرا سرزنش کند و من نمیدانستم به خاطر چه چیز. شاید هم این رفتار از روی غرور بود و به خاطر این که روش شاهانه را از دست ندهد…"

 

در این گفتگو محمدرضا پهلوی  از عالم غیب و ارتباطش با آن می گوید و اینکه از سوی خدا انتخاب شده است تا ماموریتی را انجام دهد. از زنان به بدی یاد می کند و از دموکراسی نیز. از تعریف زندانی سیاسی می گوید که کمونسیتها شامل این تعریف نیستند و مجرمند و اعدام و تیرباران و زندان بی ترحم شامل حالشان است.

 

همه این شواهد و بیش از این ها که اوریانا فالاچی از طریق یک مصاحبه و آگاهی رسانی که به دلیل ذات حرفه اش در مورد مستبد بودن شاه به تحریر در آورده بود را پسرش، رضا پهلوی پس از گذشت نزدیک به ۳۸ سال از آن گفتگوی جنجالی، بعنوان حکومتی دیکتاتوری در زمان پدرش نمی پذیرد و آن را در مصاحبه ای با مسیح علی نژاد ناشی از "کمبود یک فرهنگ سیاسی نه فقط یک ساختار حکومتی" می داند و در مجموع زمان پدر و پدربزرگ‏ش را دارای کارنامه‏ ی "روی‏هم‏ رفته مثبتی" ارزیابی می کند. او در عین حال   برای همین رفتارهای مشابه در رژیم فعلی ایران، تغییر رژیم را هدف خود قرار داده است.

 

فالاچی به سراغ معمر قذافی و آیت الله خمینی هم رفته بود. تقریبا ۷ سال بعد از گفتگو با شاه او با روسری به قم می رود و رو در رو به آیت الله می گوید از اینکه او را دیکتاتور جدید ایران می نامند ناراحت نیست؟

 

گفتگویی که حتی به شکلی ملایم تر نیز هنوز برای هیچ خبرنگاری برای مصاحبه با آیت الله خامنه ای پیش نیامده است. ذات کار خبرنگار همین است تا فضایی فراهم آورد از دیکتاتور  گرفته تا قهرمان ملی و سیاستمدار که حرف بزند، حرفهایی خارج از کلیشه های مرسوم و رسمی که شنیده و توسط مردم قضاوت شود. مسیح علی نژاد پیشتر نیز برای گفتگو با نوه آیت الله خمینی اقدام کرده بود و خود در این باره می گوید:

"مایل بودم با سید حسن خمینی مصاحبه ای انجام دهم اما دفتر ایشان به درخواستم برای مصاحبه پاسخ مثبت ندادند."

آن زمان که فالاچی ایتالیایی با پهلوی و خمینی گفتگو می کند هر دو رهبر بودند و مخالفین، آنها را دیکتاتور می دانستند و آن پرسش و پاسخ ها ثبت شد در تاریخ و محل بحث و آگاهی نیز قرار گرفت. همان که امروز جای خالی اش برای گفتگویی آزاد با علی خامنه ای، رییس دولتش در ایران و حتی رهبران مجاهدین وجود دارد. گفتگو شناخت می آورد و حرفه خبرنگار و روزنامه نگار هم بر همین اساس، آگاهی بخشی است. گفتگوهایی که شبکه هایی فارسی زبان هم با اردشیر زاهدی گرفته تا بازمانده قاجارها در ایران انجام داده اند نیز از همین جنس است؛ اساسا کار خبرنگار تفکیک مصاحبه شوندگانش نیست و هر گفتگویی راه را برای اظهار نظر در باب حرفهای زده شده در آن مصاحبه باز می گذارد و نه چرایی مصاحبه با این شخص یا آن دیگری. باید دور شد از مرزبندیهای سیاسی پیرامون اشخاص و از آن گذشته همه با هر عقیده و کارنامه ای ایرانی هستند و این خود می تواند امکان مصاحبه ای برای روشن سازی را فراهم آورد تا موافقان و مخالفان پس از گفتگو به بحث ها و حرف های مطرح شده و  نه به چرایی گفتگو بپردازند.

رصد کردن نقدهایی که به گفتگو با رضا پهلوی صورت گرفته است نشان می دهد که  دو گروه  از دو زاویه متفاوت مصاحبه ی مسیح علی نژاد با رضا پهلوی را نقد کرده اند. گروهی از طرفداران نظام سلطنتی و گروهی دیگر که  هر گونه گفتگو و تریبون دادن به فرزند شاه یا جریانی را اعتباردهی به آن تلقی می کنند.

گفتگوی فالاچی با محمدرضا پهلوی و آیت الله خمینی اعتباری به ایشان نداد و تنها تریبونی در اختیارشان قرار گرفت تا تحلیل گران و سیاست پیشه گان شناخت بیشتری کسب کنند و قضاوت آسان تر شود. اگر نگرانی از آن باشد که چرا به این یا آن دیگری تریبون داده شد و فضای تبلیغ و سخن؛ که فردای روز آزادی در ایران همین خواهیم کرد که امروز در آن برقرار است و به عده ای فضای حرف و سخن نخواهیم داد!

به دور از فحوای سیاسی گفتگوها، از علی خامنه ای تا مسعود و مریم رجوی تا رهبران گروه های کمونیستی و اقلیت های قومی و مذهبی می توانند مورد گفتگو قرار گیرند که این خود آزادی و شنیدن دیگری را تمرین می دهد. تابوهای مصاحبه با "که"، سالهاست در دنیا جایی ندارد و همان می شود که شهره ترین خبرنگاران غربی احمدی نژاد را نشانه می روند برای گفتگو که مردمانشان و جهان را آگاه تر کنند به آنکه از هلوکاست  می گوید و آزادی در کشورش.

مگر نه این است که فردای روز آزادی همه باید بتوانند تریبون داشته باشند و حرف بزنند؟ مگر نه اینکه در طی دو حکومت حال و پیشین ایران تنها تریبون ها در دست حکمرانان بوده است و این خود موجب اعتراض مخالفان و آزادیخواهان؟

تمرین شنیدن دیگران و حتی مخالفان را باید روز و شب داشت و بر آن تاکید کرد. اتفاقی نیک که فضایش را جنبش مردمی سبز فراهم آورد و توانست مجموعه متنوعی از عقاید و جریان های سیاسی و اجتماعی را به گرد هم آورد.

 تریبون ایران متعلق به همه ایرانیان است.


--
Sabz Challenger

۱۳۹۰ آذر ۶, یکشنبه

شورای هماهنگی:‌از جنبش دانشجویی انتظار می رود با ابتکارات خود راه امید بگشاید

بیانیه شورای هماهنگی راه سبز امید در آستانه‌ روز دانشجو:

از جنبش دانشجویی انتظار می رود با ابتکارات خود راه امید بگشاید

1390/9/5

شورای هماهنگی راه سبز امید در بیانیه‌ای به مناسبت روز دانشجو، ضمن گرامیداشت یاد دانشجویان شهید و تبریک این روز به همه ی دانشجویان، به ویژه دانشجویان دربند،تاکید کرد: آگاهی، مسئولیت می آورد که یکی از اشکال آن، مسئولیت در قبال جامعه است، و دانشجویان طی دهه ها حضور مؤثر در عرصه های اجتماعی، نشان داده اند که از زیر بار این مسئولیت شانه خالی نکرده اند.

این شورا همچنین با تاکید بر اینکه از جنبش دانشجویی انتظار می رود به جای تسلیم شدن در برابر شرایطی که ناخواسته گرفتار آن شده، با تحلیل دقیق وضعیت جامعه ایران و تدبیر برای رهایی از تبعات تحمیلی آن، راه امید را بگشاید؛ از همه ی دانشجویان خواست در بزرگداشت شانزده آذر و یاد و خاطره ی تمامی دانشجویان آزادی خواه و دموکراسی طلب، با بهره گیری از ابتکارات همیشه تازه ی خود، به هر نحو ممکن تلاش کنند.

متن کامل این بیانیه به شرح زیر است:

 

به نام خداوند دانا و دوستدار دانایی

آیا آنان که می دانند با کسانی که نمی دانند برابرند؟ (آیه ۴ سوره زمر)

دانشجویان عزیز، دانشگاهیان گرامی

شانزدهم آذرماه پیش روی ماست، روزی که به شمار تک تک سال هایی که از عمر دانشجویانی که آن را پدید آوردند گذشته، خاطره دارد. نقطه ی مشترک همه ی این خاطرات، تأیید یک واقعیت انکارناپذیر است و آن اینکه دانشجویان کشور ما، همواره در صف نخست مبارزه با استبداد و استعمار قرار داشته و دارند. راز این پیشگامی را باید در نقش بزرگ دانشجویان در کسب و نشر آگاهی جست، آگاهی که در دل هر دانشجویی، به فوران چشمه ی مسئولیت در قبال شوربختی هایی که جامعه اش با آن دست به گریبان است می انجامد و این چنین دانشجو را که آزاد و رها از بندهایی است که «زندگی کردن» بر دست و پای دیگران پیچانده، در حرکت برای تحقق آرمان هایش استوارتر می سازد. پیشگامی جنبش دانشجویی در تاریخ مبارزات حق طلبانه، از جوانه های هماره تازه ی همین درآمیختگی آزادگی و آگاهی است که در کناره ی این سرچشمه ی مسئولیت روئیده است.

کیست که بتواند نقش مهم جنبش دانشجویی در سال های مبارزه با نظام ستمشاهی را فراموش کند؟ کیست که بتواند حضور سرنوشت ساز دانشجویان در انقلاب اسلامی مردم ایران در سال ۵۷ را انکار کند؟ کیست که بتواند رزم عاشقانه ی دانشجویان در برابر تجاوز دشمنان جان و خاک ایرانیان را نادیده انگارد؟ کیست که بتواند نیروی عظیم دانشجویان را در خلق حماسه ی دوم خرداد ۷۶ تأثیرگذار نداند؟ کیست که فشارهای وارده بر دانشجویان آزاده از سوی دشمنان آزادی را در تمام روزهای اصلاحات، نفی کند؟و کیست که از مشارکت گسترده دانشجویان در انتخابات سال ۸۸ و ایستادگی قهرمانانه ی آنان در جنبش سبزی که حین و پس از آن متولد شد، بی خبر باشد؟

دانشجویان همواره در صف نخست مبارزه برای آزادی قرار داشته اند، و صد البته، بیشترین آسیب ها را مبارزان ردیف اول می بینند. از خاطرات تلخ سال های دور که بگذریم، دو حادثه ی هولناک حمله ی نیروهای نظامی، انتظامی، امنیتی و همراهان لباس شخصی آنان به کوی دانشگاه تهران در سال های ۷۸ و ۸۸ را همگی به یاد داریم؛ حوادث خونینی که حاکمیت هربار در آغاز به انکار وقوع آن پرداخت و پس از آنکه در مقابل موج اعتراضات مردم ناگزیر به پذیرفتن وقوع آنها شد، دستور پیگیری قضایی صادر کرد، و سرانجام با بازداشت، حبس و محرومیت از تحصیل مظلومان و ارتقای درجه ی ظالمان، به خیال خام خویش، پرونده را مختومه کرد.

در روزهای سخت و تلخی که می گذرانیم، گذشته از دهها شهید به خون خفته، صدها دانشجوی آزادیخواه در زندان ها به سر می برند یا پرونده قضایی برایشان تشکیل شده و به قید وثیقه آزادند و یا از ادامه ی تحصیل محروم و دچار تهدیدهای مشدد شده اند. حاکمیت اما نمی فهمد که بزرگترین دشمن استبداد، آگاهی است و از همین روست که مهندسی آزمون های ورودی مقاطع مختلف دانشگاه، تصفیه ی گسترده ی دانشجویان و اساتید، توسل به شعارهای نخ نمایی همچون «اسلامی کردن» دانشگاه که آگاهانه یا ناآگاهانه به شعار اصلی اسلام یعنی آزادسازی انسان از یوغ بندگی هر آنچه آزادی او را زیر پا می گذارد، ریشخند می زند، دستکاری در ترکیب هیئت علمی دانشگاه ها و انتصاب کسانی که بتوانند «به فرموده» تدریس کنند، همه و همه بی اثر مانده و خواهد ماند. خودکامگان باید به جای مضحکه ی دم زدن از ضرورت برپایی کرسی های آزاداندیشی در شرایط خفقان آوری که بر دانشگاه ها تحمیل کرده اند، برای مقابله با تأثیر طبیعی آگاهی و دانایی فکری کنند؛ تأثیری که در عمق جان آدمی خانه می کند و با بستن دهان ها و شکستن قلم ها از بین نمی رود. چنین است که بسیاری از کسانی که توسط حاکمیت به منظور مقابله با سرشت آگاهی بخشی دانشگاه به آن وارد می شوند، پس از کسب دانش و چشیدن لذت آگاهی، خود در صف مبارزه ی با استبداد جهل پرست قرار می گیرند.

همین عنصر آگاهی بخشی است که دانشجو را به مطالبه ی حقوق مسلم خود برای بهره مندی از امکانات آموزشی و رفاهی برابر با استانداردهای جهانی، آزادی بیان و قلم و تجمع مسالمت آمیز، حق انتقاد از آنچه بر او و جامعه اش می گذرد، حق بهره مندی از فضای آزاد برای گفت و گو و اظهارنظر، حق برابری در برخورداری از مواهب قانونی هنگام تحصیل و اشتغال پس از تحصیل و مانند آن وا می دارد. در همین حال، دانشجو نسبت به حقوق جامعه ی خویش نیز احساس مسئولیت می کند. آگاهی، توشه ای است که دانشجو در زمان حضور در دانشگاه بر می گیرد و در زندگانی پس از دانشگاه نیز از آن بهره می برد.

از همین روست که جنبش سبز مردم ایران، از همان روزهای نخست، آگاهی بخشی را در سرلوحه ی وظایف همراهان جنبش قرار داد. امواج پیاپی این آگاهی بخشی، امروزه از محدوده ی نخبگان گذشته و اقشار وسیعی از جامعه را فراگرفته است. چنین است که دغلکاری دولتمردان سراپا آلوده به سوء استفاده از قدرت و اختلاس های بزرگ مالی، با وجود تمامی تلاشی که حاکمیت حامی آن برای کم رنگ ساختن آن می کند، همچنان نقل محافل و مجالس شهر و روستاست. چنین است که تبلیغات پر زرق و برق دستگاه های دروغ پراکنی حکومت، در مقابل آگاهی روزافزون ایرانیان از فجایعی که بر آنها می گذرد به زانو در آمده است. چنین است که آنانی که قرار بود با این تبلیغات به عنوان وابستگان به دشمن، فریب خوردگان، ناآگاهان و خس خاشاکی که به زودی زایل می شوند معرفی شوند، در دل مردم ما به عنوان قهرمانان آزادی و پیشروان آگاهی شناخته شده اند؛ آنانی که این روزهای تیره و تار را پیش بینی می کردند و برای پیشگیری از وقوع شوربختی هایی که اینک بر عرصه های گوناگون زندگی ایرانیان سایه انداخته به پا خاستند. و چنین است که یاد شهیدانشان همواره زنده است، مقاومت دربندشدگانشان غرق در تحسین همگان، و آرمان هایشان گره خورده با خواست مردم کوی و برزن.

جنبش دانشجویی اینک در کنار اقشار دیگر جامعه، شاهد بن بست های گوناگونی است که کشور را فرا گرفته: معضل برگزاری انتخاباتی که قرار نیست آزادانه برگزار شود و پشت سر خود از جمهوریت نظام نقش یادگاری بیش باقی نمی گذارد؛ دولتی ناکارآمد که با بی انضباطی های مالی و آشفتگی های مدیریتی خویش کشور را در بحران بزرگ اقتصادی وارد کرده و سیاست های نه تنها در گسترش عدالت ناکام مانده بلکه عمیق تر ساختن شکاف غنی و فقیر را در پی داشته؛ تحریم ها و تهدیدهای بین المللی که سیاست های نابخردانه و ماجراجویانه فرش قرمز پیش پای آن گسترده است. شرایط کنونی باعث نومیدی دانشجویان نسبت به آینده ی خویش و دلسردی نسبت به آینده ی کشور گشته است. شمار روزافزون مهاجرت نخبگان که علاوه بر دهها میلیارد دلار خسارتی که سالانه به کشور وارد می کند، پیامدهای بلندمدت شوم بسیاری برای آینده ی علم و فناوری در پی دارد، تنها یکی از نتایج چنین شرایطی است.

با این همه، از جنبش دانشجویی انتظار می رود به جای تسلیم شدن در برابر شرایطی که ناخواسته گرفتار آن شده، با تحلیل دقیق وضعیت جامعه ایران و تدبیر برای رهایی از تبعات تحمیلی آن، راه امید بگشاید. اگر شرایط امنیتی و خفقان آور کنونی مانع فعالیت آزادانه ی تشکل های دانشجویی است، به جای پناه بردن به بی تفاوتی در قبال آنچه بر سر ملت می آید، می توان جمع های کوچک دارای هدف و مسئولیت پدید آورد. اگر جو پلیسی حاکم بر دانشگاه ها امکان برگزاری جلسات گفت و گو یا تجمعات اعتراضی باقی نگذاشته، می توان راه های جایگزین برای تبادل آراء یا ابراز نارضایتی دسته جمعی یافت. آگاهی، مسئولیت می آورد که یکی از اشکال آن، مسئولیت در قبال جامعه است. و دانشجویان طی دهه ها حضور مؤثر در عرصه های اجتماعی، نشان داده اند که از زیر بار این مسئولیت شانه خالی نکرده اند.

شورای هماهنگی راه سبز امید ضمن گرامیداشت یاد دانشجویان شهید، فرا رسیدن این روز را به همه ی دانشجویان عزیز، به ویژه دانشجویان دربند تیریک می گوید و از همه ی دانشجویان عزیز در هر کجای جهان که هستند، می خواهد در بزرگداشت شانزده آذر و یاد و خاطره ی تمامی دانشجویان آزادی خواه و دموکراسی طلب، با بهره گیری از ابتکارات همیشه تازه ی خود، به هر نحو ممکن تلاش کنند.

شورای هماهنگی راه سبز امید
۵ آذر ۱۳۹۰

--
Sabz Challenger